![]() |
وقتی از کرمان بر می گشتم صبح بود. تازه خورشید در اومده بود. با اینکه جایگاه خوبی تو هواپیما نداشتم و کنار موتور بودم اما فضای مناسبی واسه عکاسی محیا بود. فکر کن رو سر ابرا حرکت کنی. پر از صحنه های قشنگ و خوشکله. این عکس و هم که گذاشتم خودم گرفتم. اون لحظه همه اش یادم به به دو کلمه می افتاد. اونم "سرزمین ابرها" بود. با اینکه تو هواپیما بودم همه اش تصور می کردم دارم رو ابرا راه می رم. فکر کن همونطور که تو ماشین حرکت می کنی و زمین و می بینی رو آسمون حرکت کنی و زیر پات ابر هارو ببینی.
اگر می تونستم یه شیشه پاک کن و یه تیکه می بردم شیشه هواپیمارو تمیز می کردم بعد عکس می گرفتم!







