|
در حوزه مدیریت کتابخانههای عمومی کشور، پس از سالها غفلت و بیاعتنایی کامل به نیاز مخاطب کتابخانهها (که در بهترین حالت مبدل به سالنهای درس خواندن پشت کنکوریها شده بود) از حدود دو سال قبل، طرحی به نام طرح«کتاب من» به مرحله اجرا درآمد.
یک عضو یک کتابخانه عمومی برای یافتن و به امانت گرفتن کتاب مورد نظر خود به کتابخانه مراجعه میکند اما کتاب مورد نظرش، در کتابخانه موجود نیست، چه باید بکند؟
تا قبل از طرح «کتاب من»، در صورت وقوع چنین اتفاقی ـ که کم هم پیش نمیآمد ـ مراجعه کننده میبایست یا کتاب را از بازار تهیه میکرد و یا از مطالعه آن صرفنظر، که البته در بیشتر موارد مورد دوم اتفاق میافتاد؛ چراکه بهجز تهران و چند شهر بزرگ، در شهرهای دیگر بازار کتاب وجود ندارد.
حالا با راهاندازی این سامانه، مراجعه کننده پس از نیافتن کتاب، با مراجعه به کتابدار مشخصات کتاب مورد نظر را به او میدهد و کتابدار با ثبت مشخصات کامل کتاب و درخواست کننده، این نیاز را به سامانه اعلام میکند. در مراحل تکمیلی طرح همه اعضای کتابخانههای عمومی میتوانند مستقلا وارد این سیستم شوند و کتاب درخواست کنند.
یک عضو یک کتابخانه عمومی برای یافتن و به امانت گرفتن کتاب مورد نظر خود به کتابخانه مراجعه میکند اما کتاب مورد نظرش، در کتابخانه موجود نیست، چه باید بکند؟
تا قبل از طرح «کتاب من»، در صورت وقوع چنین اتفاقی ـ که کم هم پیش نمیآمد ـ مراجعه کننده میبایست یا کتاب را از بازار تهیه میکرد و یا از مطالعه آن صرفنظر، که البته در بیشتر موارد مورد دوم اتفاق میافتاد؛ چراکه بهجز تهران و چند شهر بزرگ، در شهرهای دیگر بازار کتاب وجود ندارد.
حالا با راهاندازی این سامانه، مراجعه کننده پس از نیافتن کتاب، با مراجعه به کتابدار مشخصات کتاب مورد نظر را به او میدهد و کتابدار با ثبت مشخصات کامل کتاب و درخواست کننده، این نیاز را به سامانه اعلام میکند. در مراحل تکمیلی طرح همه اعضای کتابخانههای عمومی میتوانند مستقلا وارد این سیستم شوند و کتاب درخواست کنند.
در سوی دیگر سامانه، بر مبنای ردهبندی دیویی و تقریبا مطابق با همان تقسیمبندی که برای تشکیل کارگروههای تخصصی صورت گرفته، کارشناسانی مسئول رسیدگی سریع به این درخواستها هستند. هر کارشناس، کارتابل (نمیدانم این واژه، جایگزین دارد یا نه! ) مخصوص به خود را دارد که در آن درخواستها را که براساس ردهبندی دیویی، تنها برای او نمایش داده میشوند با ریزترین جزییات ممکن در اختیار دارد و میبایست در سریعترین زمان ممکن به آنها پاسخ مناسب بدهد. پس از اعلام نظر کارشناس، در صورتی که محتوای کتاب برای قفسه کتابخانه عمومی مناسب تشخیص داده شده باشد ـ و البته در این طرح بنا را بر اغماض و آسانگیری گذاشتهاند ـ مشخصات کتاب به همراه تأییدیه کارشناس بهصورت آنلاین وارد کارتابل کارگزاران خرید کتاب میشود و آنها هم بلافاصله برای خرید کتاب اقدام میکنند.
پس از خرید، کتاب به کتابخانه متقاضی ارسال میشود و توسط سیستم پیامک یا ایمیل به عضوی که کتاب را درخواست داده بود، اعلام میشود تا اولین کسی باشد که کتاب را به امانت میگیرد.
صورت ساده و بدون شاخ و برگ این طرح به شرح فوقالاشاره، هماکنون در حال اجراست؛ اما چند نکته مهم در مدیریت این طرح وجود دارد که نباید از آنها غفلت کرد.
سیستم مدیریت نباید با این خیال که چون در این طرح با یک کتاب و درخواست مواجه است و تنها هزینه اندکی را میپردازد و قیاس آن با کتابهای مورد تصویب کارگروههای کارشناسی که به تعداد زیادتری و برای کتابخانههای بیشتری ارسال میشوند، رویه تساهل و تسامح در پیش بگیرد که در آن صورت همان بلای سوار شدن بر موج سلایق نازل عامه از یک سو، و تسریع و تعمیق در به ابتذال کشاندن نیاز جامعه مخاطب از سوی دیگر گریبانگیر سیستم خواهد شد و آنگاه باید با ژستهایی شبیه ژستهای امروزین مسئولین صدا و سیما سخن از «اصالت خواست جامعه» و گزارههایی از این دست برانند!
نباید فراموش شود که یک کتاب مشخص که از یک کتابخانه مشخص درخواست شده، پس از تأیید نهایی و خرید، وارد قفسه موضوعی مخصوص به خودش در همان کتابخانه میشود و درست در همان ردیفی که کتاب مورد نظر اساتید و کارشناسان آن حوزه که بهصورت متمرکز خریداری شده، قرار میگیرد.
در این حالت با توجه به استقبال گسترده و وسیعی که از این طرح شده و میشود، اگر یک کتابخانه مقصد را در نظر بگیریم، اگر مثلا در ماه یک یا دو کتاب بهعنوان خرید متمرکز و کارشناسی شده وارد قفسه کتابخانه میشود، شاید دهها کتاب بهعنوان درخواست مخاطب از طریق طرح «کتاب من» وارد همان قفسه میشود. بر این اساس، کارشناسی دقیق و بهدور از سهلانگاری بهخصوص در حوزههای علوم انسانی حیاتی است و عدم دقت در این حوزهها میتواند کتابخانهها را بهمرور مبدل به انبار کتابهای زرد و به اصطلاح عامهپسند کند.
و نکته مهم دیگر اینکه برای اجرایی و عملی شدن صحیح چنین ایده و طرح انقلابی، هرگز نباید و نمیتوان به سیستمهای کند، فرسوده، ناکارآمد و فاقد انگیزه اداری بسنده کرد، بلکه میبایست در حوزههای مختلف این طرح، اعم از نیروی انسانی، امکانات، تجهیزات و حوزه اختیارات مدیریتی هم بهصورت انقلابی و فرا اداری عمل کرد. در غیر این صورت، باید منتظر عواقب این بیبرنامگی و عدم تناسب ایده با امکانات بنشینیم!
پس از خرید، کتاب به کتابخانه متقاضی ارسال میشود و توسط سیستم پیامک یا ایمیل به عضوی که کتاب را درخواست داده بود، اعلام میشود تا اولین کسی باشد که کتاب را به امانت میگیرد.
صورت ساده و بدون شاخ و برگ این طرح به شرح فوقالاشاره، هماکنون در حال اجراست؛ اما چند نکته مهم در مدیریت این طرح وجود دارد که نباید از آنها غفلت کرد.
سیستم مدیریت نباید با این خیال که چون در این طرح با یک کتاب و درخواست مواجه است و تنها هزینه اندکی را میپردازد و قیاس آن با کتابهای مورد تصویب کارگروههای کارشناسی که به تعداد زیادتری و برای کتابخانههای بیشتری ارسال میشوند، رویه تساهل و تسامح در پیش بگیرد که در آن صورت همان بلای سوار شدن بر موج سلایق نازل عامه از یک سو، و تسریع و تعمیق در به ابتذال کشاندن نیاز جامعه مخاطب از سوی دیگر گریبانگیر سیستم خواهد شد و آنگاه باید با ژستهایی شبیه ژستهای امروزین مسئولین صدا و سیما سخن از «اصالت خواست جامعه» و گزارههایی از این دست برانند!
نباید فراموش شود که یک کتاب مشخص که از یک کتابخانه مشخص درخواست شده، پس از تأیید نهایی و خرید، وارد قفسه موضوعی مخصوص به خودش در همان کتابخانه میشود و درست در همان ردیفی که کتاب مورد نظر اساتید و کارشناسان آن حوزه که بهصورت متمرکز خریداری شده، قرار میگیرد.
در این حالت با توجه به استقبال گسترده و وسیعی که از این طرح شده و میشود، اگر یک کتابخانه مقصد را در نظر بگیریم، اگر مثلا در ماه یک یا دو کتاب بهعنوان خرید متمرکز و کارشناسی شده وارد قفسه کتابخانه میشود، شاید دهها کتاب بهعنوان درخواست مخاطب از طریق طرح «کتاب من» وارد همان قفسه میشود. بر این اساس، کارشناسی دقیق و بهدور از سهلانگاری بهخصوص در حوزههای علوم انسانی حیاتی است و عدم دقت در این حوزهها میتواند کتابخانهها را بهمرور مبدل به انبار کتابهای زرد و به اصطلاح عامهپسند کند.
و نکته مهم دیگر اینکه برای اجرایی و عملی شدن صحیح چنین ایده و طرح انقلابی، هرگز نباید و نمیتوان به سیستمهای کند، فرسوده، ناکارآمد و فاقد انگیزه اداری بسنده کرد، بلکه میبایست در حوزههای مختلف این طرح، اعم از نیروی انسانی، امکانات، تجهیزات و حوزه اختیارات مدیریتی هم بهصورت انقلابی و فرا اداری عمل کرد. در غیر این صورت، باید منتظر عواقب این بیبرنامگی و عدم تناسب ایده با امکانات بنشینیم!






