![]() |
تازگیها فیلم «سرآغاز» (inception) به کارگردانی کریستوفر نولان را دیدم و از نظر روانشناسی خیلی برایم جذاب بود. فیلم درباره قدرت ذهن است. به خوانندههای شما هم پیشنهاد میکنم این فیلم را تماشا کنند. فیلم یکجور سفر به رؤیاست. اینکه ما رؤیا میبینیم یا جهانْ رویاست. ما در جهان هستیم یا جهان در ماست؟ تخیل اصلی فیلم همین موضوع است؛ بحث فضاهای ذهنی و قدرت آن. اگر ما فاقد این ذهنیت باشیم، هرگز جهان را نمیشناسیم. چراکه ادراک جهان، وابسته به ذهن و اصالت آن است. در روانشناسی این مبحث گسترش مییابد و مفهوم ناخودآگاه پیدا میکند. این فیلم نیز بر اساس قدرت ذهنی ساخته شده و زمانها را بهواسطه این قدرت ذهنی بههم میریزد. «سرآغاز» زمان و مکان و علت و معلول روزمره را بههم میریزد. زمان و مکان در فیلم، دلایل خاص خود را دارد؛ نه آنچه در عینیت وجود دارد و برای ما ملموس است. درواقع به روابط دیگری که در انطباق با زندگی معمولی ما نیستند، میپردازد و علت و معلول را به هم میریزد. مثل رؤیا که زمان و مکان و قواعد دیگری دارد و شما در آن واحد در مکانی هستید و نیستید. فیلم منهای ویژگیهای بصری سینمایی خلاقیت جالبی دارد و از نظر مفهومی قابلتأمل است.
در همین زمینه هم دو سال پیش آقای مهرجویی کتابی با نام «ویژگیهای هولوگرافیک ذهن» ترجمه کردند. کتاب حول این موضوع است که اطلاعاتی که شما به ذهن میدهید یا درخواستی که از آن دارید، بهدلیل ویژگیهای ذهنی محقق میشود و برخی مناسبات را بههم میریزد. پیشنهاد میکنم این کتاب را هم بخوانید. البته مطالعه آن کمی برای افرادی که با مقولات روانشناسی بیگانه هستند، در ابتدا سخت است اما کتاب جذابی است و خواننده با ویژگیهای ذهن و قدرت آن آشنا میشود.
منبع: هفته نامه پنجره









