![]() |
- در بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثت، از صلب پيامبر اكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- و از رحم پاك و مطهر خديجه، دخترى پا به عرصه وجود نهاد، دخترى كه همتاى على (ع)، سرمنشأ و ريشه سلسله امامت و ولايت، و الگوى تمامى مؤمنين و موحدين است .
در يكى از ملاقاتها كه بين پيامبر و جبرئيل صورت گرفت، امين وحى الهى عرض كرد: اى محمد! خداوند على اعلى به تو سلام مىرساند و امر مىنمايد كه چهل روز از خديجه دورى كنى! آن حضرت 40 روز به خانه خديجه نرفت .
روزها را روزه گرفت و شبها را به عبادت حق تعالى مشغول بود و در اين مدت، در خانه فاطمه بنت اسد به سر مىبرد و هر شب، هنگام افطار، به على (ع) امر مىفرمودند در خانه را باز كنند تا هر كه مىخواهد داخل شود و از غذاى حضرت تناول كند .
پس از گذشتن مدت مقرر، جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خداوند على اعلى سلام مىرساند و مىفرمايد: براى تحفه و كرامت من آماده باش! آنگاه ميكائيل طبقى از ميوههاى بهشتى را فرود آورد .
در آن شب، پيامبر (ص) به على (ع) فرمود تا در منزل را ببندند؛ زيرا خوردن اين غذا بر غير نبى خاتم (ص) روا نبود .
آنگاه پيامبر از آن غذا و آب تناول فرمودند و در آن شب، نطفه بهترين زنان جهان منعقد شد .
چون زمان ولادت فرا رسيد و خديجه درد زاييدن را احساس كرد، از زنان قريش و بنى هاشم، كسانى را طلبيد تا به كمك او بيايند .
اما آنان كه مىديدند ثروتمندترين زن مكه، بلكه حجاز، به ازدواج فقيرترين مرد، آن هم مردى كه سنتها را در هم مىشكند درآمده است، از او دورى كردند و پيغام دادند: تو به سخنان ما توجهى نكردى و همسر يتيم ابوطالب شدى كه هيچ ثروتى ندارد؛ ما را با تو كارى نيست! خديجه غمگين و افسرده شد! اما طولى نكشيد كه چهار زن داخل خانه شدند .
خديجه ترسيد، ولى يكى از آن زنان او را به آرامش دعوت كرد و گفت: نترس كه ما فرستادگان خداوند هستيم و براى كمك به تو آمدهايم .
من، ساره همسر ابراهيم هستم .
اين، آسيه دختر مزاحم و رفيق تو در بهشت است .
اين يكى مريم، دختر عمران و آن ديگرى كلثوم، دختر موسى بن عمران است .
آنگاه يكى سمت راست، ديگرى سمت چپ، سومى مقابل خديجه و چهارمى بالاى سر ايشان نشست و با كمك آنان، نوزاد متولد شد .
يكى از آنان نوزاد را با آب بهشتى شست و در جامهاى پيچيد و او را به سخن درآورد .
نوزاد به اذن خداوند به سخن درآمد و گفت: أشهد أن لا إله إلا الله و أن أبى رسول الله سيّد الأنبياء و أن بعلى سيّد الأوصياء و ولدى سادة الأسباط: گواهى مىدهم كه هيچ معبودى غير از خداوند نيست و پدرم، رسول خدا و سرور پيامبران است و شوهرم سرور اوصيا و جانشينان پيامبران و فرزندانم سرور فرزندان هستند .
از امام صادق- عليه السلام- روايت شده است كه فاطمه زهرا (س) نزد حق تعالى نه نام دارد: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، و زهرا .
آن حضرت در خانه نبوت و رسالت رشد و نمو كرد، از شير طهارت نوشيد و دست و بازوى پدر بزرگوار خود گرديد تا جايى كه به واسطه شدت غمخوارى او براى پدر، به ايشان لقب ام ابيها دادند، يعنى مادر پدرش .
پيامبر اكرم- صلى الله عليه وآله- هم با گفتار و هم با عمل مراتب فضل و كمال دختر خود را به مردم نشان مىدادند .
هرگاه از سفرى برمىگشتند، ابتدا به منزل فاطمه زهرا- عليهما السلام- وارد مىشدند و مدتى مىنشستند، سپس به منزل خود مراجعت مىنمودند .
رواياتى كه در فضل آن حضرت نقل شده است، (چه در كتب اهل سنت و چه كتب اماميه) بسيار زياد است، از جمله اينكه فرمودند: فاطمة بضعة منى؛ يؤذينى ما آذاها و يريبنى ما أرابها: فاطمه پاره تن من است؛ هر كه سبب آزار او شود، مرا آزرده و هر كه به او بدى رساند، به من بدى رسانده است .
و فرمودند: يا فاطمة! إن الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك: فاطمه جان! خداوند به خاطر خشم تو، خشمگين مىشود و به خاطر خشنودى تو، خشنود مىگردد .
همچنين در فضيلت آن حضرت، آياتى نيز نازل شده است كه مرحوم سيد عبدالحسين شرفالدين آن آيات را در كتاب خود، موسوم به الكلمة الغرّاء فى تفصيل الزهراء (ع) آورده است .
حضرت فاطمه زهرا (س) بنا به روايتى در اول ذى حجه سال دوم هجرى با امير مؤمنان، على (ع) ازدواج كردند .
گرچه افراد ديگرى نيز خواستار اين ازدواج بودند، ولى پيامبر (ص) در اين باره منتظر وحى الهى بودند و سرانجام به اذن پروردگار، دختر خود را به نكاح على (ع) درآوردند .
حاصل اين وصلت فرخنده، دو فرزند پسر يعنى امام حسن مجتبى و امام حسين- عليهما السلام- و دو دختر به نامهاى زينب- سلام الله عليها- و ام كلثوم است .
نسل ائمه نيز از امام حسين- عليه السلام- به وجود آمدند .
زندگانى خانوادگى حضرت، با كمال توافق و مهربانى توأم بود .
كار بيرون از منزل به عهده على (ع) و كار داخل منزل به عهده حضرت زهرا (س) بود .
پس از مدتى فضه را نيز به عنوان خدمتكار به جمع خود پذيرفتند و كارهاى خانه بين آن دو نفر تقسيم شد .
بنا به سفارش پيامبر (ص)، حضرت زهرا (س) هيچگاه در خانه، از شوهر خود تقاضايى نكردند و همواره در سختيها و ناملايمات صبر و بردبارى پيشه مىكردند و هرگز از سختيهاى زندگى گله و شكايتى ابراز نداشتند .
بهيقين مىتوان گفت يكى از برجستهترين صحنههاى زندگى سياسى - اجتماعى آن حضرت، دفاع از حريم امامت و ولايت بود .
پس از رحلت پيامبر (ص) عدهاى در محلى بنام سقيفه اجتماع كردند و ادعا كردند پيامبر رحلت كرد و براى پس از خود جانشينى باقى نگذاشت؛ لذا با ابوبكر بيعت كردند .
مهمترين مانع بر سر راه تحكيم امر بيعت، اين بود كه اين مسأله مورد موافقت اهل بيت- عليهم السلام- نبود؛ لذا به پيشنهاد عمر بن خطاب، قنفذ را (كه مردى خشن بود) به خانه على (ع) فرستادند تا از ايشان بيعت بگيرد؛ ولى آن حضرت خواسته آنان را اجابت نكرده، از منزل خارج نشدند .
عمر دستور داد تا قنفذ بدون اجازه داخل منزل شود؛ ولى اين بار فاطمه زهرا (س) مانع شدند .
سپس عمر خود به منزل آمد .
بين او و فاطمه زهرا (س) سخنانى رد و بدل شد .
به دستور وى، پشت در خانه هيزم جمع كردند و تهديد كرد كه اگر على (ع) خارج نشود، خانه را آتش خواهد زد .
پس از گفت و گوهايى كه صورت گرفت، در خانه را آتش زده، به زور وارد شدند و حضرت على (ع) را به مسجد بردند .
بنا به نقل مورخين، در اين واقعه چون در خانه را به زور باز كردند، حضرت زهرا- سلام الله عليهما- بين در و ديوار قرار گرفته، بسختى مجروح شدند و فرزندى كه در شكم داشتند سقط شد و قنفذ نيز ضربهاى سخت به بازوى حضرت وارد آورد .
سخنانی گهربار از آن انسیه حوراء
1. در يكى از روزها ، صبحگاهان امام على (ع) فرمود : فاطمه جان آيا غذايى دارى تا از گرسنگى بيرون آيم ؟ پاسخ دادند : نه ، به خدايى كه پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد سوگند ، دو روز است كه در منزل غذاى كافى نداريم و در اين مدت شما را بر خود و فرزندانم در طعام ترجيح دادم .
امام (ع) با تأسف فرمودند : فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادى تا به دنبال تهيه غذا بروم ؟ حضرت زهرا (ع) فرمودند : اى اباالحسن ، من از پروردگار خود حيا مىكنم كه چيزى را كه تو بر آن توان و قدرت ندارى ، درخواست نمايم .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 59)
2. كسى كه عبادتهاى خالصانه خود را به سوى خدا فرستد ، پروردگار بزرگ بهترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد .
(بحار الانوار ، ج 70 ، ص 249)
3. پاداش خوشرويى در برابر مؤمن بهشت است ، و خوشرويى با دشمن ستيزه جو ، انسان را از عذاب آتش باز مىدارد .
(بحار الانوار ، ج 75 ، ص 401)
4. حضرت فاطمه سلام الله عليها به پدر گرامىشان عرض كردند : اى رسول خدا زنان قريش به منزل من وارد شدند و گفتند : پيامبر تو را همسر كسى قرار داد كه سرمايهاى ندارد . رسول اكرم صلى الله عليه و آله در جواب فرمودند : قسم به خدا دخترم ، در خيرخواهى تو كوتاهى نكردهام كه تو را به اولين مسلمان و عالمترين و
بردبارترين اشخاص تزويج نمودهام .
دخترم ، همانا خداى عزوجل نگاهى به زمين افكند و از اهل آن دو نفر را برگزيد ، كه يكى از آن دو را پدرت و ديگرى را شوهرت قرار داد .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 133)
5. ما اهل بيت رسول خدا ، وسيله ارتباط خدا با مخلوقات و برگزيدگان خداييم ، ما جايگاه پاك خدا و دليلهاى روشن او و وارثان پيامبران الهى مىباشيم .
(شرح نهج البلاغه لابن ابي الحديد ، ج 16 ، ص 211)
6. خداوند اطاعت و پيروى از ما اهل بيت (ع) را سبب برقرارى نظم اجتماعى در امت اسلامى ، و امامت و رهبرى ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقهها قرار داده است .
(احتجاج طبرسى ، ايران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
7 پيامبر (ص) و على (ع) دو پدر امت اسلام مىباشند ، كه اگر مردم از آنان پيروى كنند ، كجىها و انحرافاتشان را اصلاح نموده و آنها را از عذاب جاويدان نجات
مىدهند ، و اگر همراه و ياورشان باشند نعمتهاى هميشگى خداوندى را ارزانيشان مىدارند .
(بحار الانوار ، ج 23 ، ص 259)
8. از حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) روايت شده كه رسول خدا فرمودند : امام همچون كعبه است كه بايد به سويش روند ، نه آنكه ( منتظر باشند تا ) او به
سوى آنها بيايد .
(بحار الانوار ، ج 36 ، ص 353)
9. همانا خوشبت حقيقى كسى است كه على ( عليه السلام ) را دوست بدارد .
(مجمع الزوائد علامه هيثمى ، ج 9 ، ص 132)
10. كسى كه پس از خوردن غذا ، با دستى آلوده و چرب بخوابد ، هيچ كس جز خودش را سرزنش ننمايد .
(كنز العمال ، ج 15 ، ص 242 ، ح 40759)
11. اما حقانيت من در مالكيت فدك ، همانا خداوند بزرگ آيه " آت ذاالقربى حقه " را وقتى در قرآن كريم بر رسول خدا نازل فرمود ، من و فرزندانم نزديكترين مردم به پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) بوديم ، پس رسول خدا فدك را به من و فرزندانم هديه فرمود .
(مستدرك الوسايل ، ج 7 ، ص 291)
12. براى مؤمن ، خرما هديه خوبى است .
(كنز العمال ، ج 12 ، ص 339 ، ح 35305)
13. حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) فرمود : وقتى آيه 63 سوره نور نازل شد كه :
" اى مسلمانان ، رسول خدا را آن گونه كه همديگر را مىخوانيد ، صدا نكنيد "
ترسيدم كه رسول خدا را با لفظ " اى پدر " بخوانم ، من هم مانند ديگران پدر را با نام " يا رسول الله " صدا زدم . دو سه بار كه پدر را با اين نام خواندم ، رو به من كرده فرمودند : اى فاطمه ! اين آيه درباره تو و خانواده تو و نسل تو نازل نشده است ، فاطمه جان ، تو از منى و من از تو ، همانا اين آيه براى ادب كردن آدمهاى خشن و درشت خوهاى قريش ، انسانهاى خودخواه و متكبر ، نازل شده است . دخترم تو با جمله " پدر جان " خطاب كن كه مايه حيات قلب من است و خداوند را خوشنود مىكند .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 33)
14. مردى نابينا از حضرت فاطمه ( عليها السلام ) اذن خواست كه داخل خانه شود .
فاطمه ( عليها السلام ) خود را از او مستور كرد . پيغمبر خدا ( صلى الله عليه و آله ) به فاطمه فرمود : به چه سبب خود را مستور كردى و حال اين كه اين مرد نابينا تو را نمىبيند . حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد ، " اگر او مرا نمىبيند ، من او را مىنگرم ، و اگر چه او نمىبيند اما بوى زن را استشمام مىكند " . رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود : " شهادت مىدهم كه تو پاره تن منى " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 91)
15.خداى تعالى ايمان را براى پاكيزگى از شرك قرار داد ، و نماز را براى دورى از تكبر و خودخواهى .
(احتجاج طبرسى ، ايران : انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
16. خداى تعالى زكات را مايه پاكى جان و فزونى روزى ، و روزه را براى پابرجايى اخلاص قرار داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
17. خداى تعالى حج را موجب استحكام ديانت ، و عدالت را مايه وحدت و هماهنگى دلها قرار داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
18. خداوند جهاد را موجب عزت و هيبت اسلام ، و صبر را وسيله استحقاق و شايستگى پاداش حق تعالى قرار داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
19. خداوند امر به معروف را جهت اصلاح جامعه واجب فرمود .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 258)
20. خداى تعالى نيكى به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند ، و دستگيرى از خويشان را موجب افزايش عمر و سبب فزونى جمعيت و قدرت قرار داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259)
21. خداى تعالى قصاص را وسيله حفظ جانها و وفاى به نذر را براى رسيدن به مغفرت و آمرزش قرار داد .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259)
22. خداى تعالى مراعات كامل وزن و پيمانه را براى جلوگيرى از كم فروشى ، و نهى از شرابخوارى را براى پرهيز از پليدى تشريع نموده است .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259)
23. خداى تعالى پرهيز از افترا و دشنام را براى دور شدن از لعنت واجب فرمود و دزدى را منع كرد تا راه عفت پويند .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259)
24. خداوند شرك را حرام فرمود تا به اخلاص طريق بندگى و يكتاپرستى جويند ، " پس چنانكه بايد ، ترس از خدا را پيشه گيريد و جز مسلمان نميريد " و آنچه فرموده است به جا آريد و خود را از آنچه نهى كرده باز داريد كه " تنها دانايان از خدا مىترسند .
(احتجاج طبرسى ، ايران ، انتشارات اسوه ، ج 1 ، ص 259 - آلعمران ، 101)
25. حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) در جواب سلمان كه براى فقيرى تقاضاى كمك داشت فرمود :
" اى سلمان ! سوگند به خداوندى كه حضرت محمد ( صلى الله عليه و آله ) را به پيامبرى برگزيد ، سه روز است كه غذا نخوردهايم و فرزندانم حسن و حسين ( عليهما السلام ) از شدت گرسنگى بىقرارى مىكردند و خسته و مانده به خواب رفتهاند . اما من نيكى و نيكوكارى را كه درب منزل مرا كوبيده است ، رد نمىكنم " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 72)
26. پروردگارا ! بزرگا ! به حق پيامبرانى كه آنها را برگزيدى و به گريههاى حسن و حسين در فراق من ، از تو مىخواهم گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان مرا ببخشايى .
(ذخائر العقبى ، ص 53 - كوكب الدرى ، ج 1 ، ص 196)
27. امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) فرمود : مادرم فاطمه ( عليها السلام ) را ديدم كه شب جمعه تا صبح مشغول عبادت و ركوع و سجود بود ، و شنيدم كه براى مؤمنين دعا مىكرد و اسامى آنان را ذكر مىنمود و براى آنان بسيار دعا مىكرد ولى براى خودش دعا نكرد ، پس به او عرض كردم : مادر ، چرا همان طور كه براى ديگران دعا كردى براى خودت دعا نكردى ، فرمودند : " پسرم ، اول همسايه و سپس خود و اهل خانه " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 81)
28. روزى حضرت فاطمه ( عليها السلام ) خطاب به حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) فرمود :" على جان ! نزديك بيا تا اطلاع دهم شما را از آنچه در گذشته اتفاق افتاد و آنچه در حال به وقوع پيوستن است و آنچه در آينده رخ خواهد داد تا روز قيامت هنگامه برپايى رستاخيز عمومى " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 8)
29. حضرت زهرا ( عليها السلام ) در رابطه با دعاى روز جمعه از رسول گرامى اسلام نقل فرمودند كه : در روز جمعه ساعتى است كه هر خواسته خير و نيكويى در آن ساعت به اجابت مىرسد . پرسيدم : يا رسول الله كدام ساعت است ؟ فرمودند : آنگاه كه نصف خورشيد در افق پنهان شود .
(كنز العمال ، ج 7 ، ص 766)
30. بهترين شما كسانى هستند كه در برخورد با مردم نرمتر و مهربانترند و با همسرانشان مهربان و بخشندهاند .
(دلايل الامامه طبرى ، ص 7)
31. اگر روزه ، زبان و گوش و چشم و دست و پاى روزهدار را از ارتكاب اعمال ناپسند حفظ نكند ، روزه را مىخواهد چه كند ( و به چه دردش مىخورد ) .
(مستدرك الوسايل ، ج 7 ، ص 366)
32. وقتى امام حسن و امام حسين ( عليها السلام ) مريض شدند ، به حضرت على ( عليها السلام ) گفتند : چرابراى سلامتى دو فرزندت نذر نمىكنى ؟ ... پس حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : " اگر فرزندانم شفا يابند ، سه روز براى خدا جهت شكرگزارى روزه خواهم گرفت " .
(بحار الانوار ، ج 35 ، ص 245)
33. آنچه براى زنان نيكوست اين است كه ( بدون ضرورت ) مردان نامحرم را نبينند ، و نامحرمان نيز آنها را ننگرند .
(بحار الانوار ، ج 37 ، ص 69)
34. اى رسول خدا ، سلمان از سادگى لباس من تعجب نمود ، سوگند به خدايى كه تو را مبعوث فرمود ، مدت پنج سال است فرش خانه ما پوست گوسفندى است كه روزها بر روى آن شترمان علف مىخورد و شبها بر روى آن مىخوابيم ، و بالش ما چرمى است كه از ليف خرما پر شده است .
(بحار الانوار ، ج 8 ، ص 303)
35. آن لحظهاى كه زن در خانه خود مىماند ، ( و به امور زندگى و تربيت فرزند مىپردازد ) به خدا نزديكتر است .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 92)
36. به او گفته شد : اى دختر رسول خدا ، دستهايت زخم شده است ، خود را به زحمت مينداز ، در كنار شما خدمتكار منزلتان فضه ايستاده است ، كار منزل را به او واگذار ! حضرت زهرا ( عليها السلام ) پاسخ داد : " رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) به من سفارش فرمود كه كارهاى خانه را با فضه تقسيم كنم ، يك روز او كار كند و روز ديگر من ، ديروز نوبت او بود و امروز نوبت من است " .
(الخرائج و الجرائح لقطبالدين راوندى ، ص 530)
37. حضرت على و فاطمه ( عليهما السلام ) در تقسيم وظايف زندگى زناشويى از رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) راهنمايى خواستند . فرمودند : كارهاى داخل منزل را فاطمه ( عليها السلام ) و كارهاى بيرون منزل را على ( عليه السلام ) انجام دهد . پس حضرت زهرا ( عليها السلام ) با خوشحالى فرمود : " جز خدا كسى نمىداند كه از
اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم ، زيرا رسول خدا مرا از انجام كارهايى كه مربوط به مردان است بازداشت " .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 81)
38. حضرت زهرا ( عليها السلام ) در لحظههاى واپسين زندگى ، پس از وضو گرفتن به اسماء بنت عميس فرمود : " اى اسماء ! عطر مرا همان عطرى كه هميشه مىزنم ، و پيراهنى را كه هميشه در آن نماز مىگزارم بياور و بر بالينم بنشين ، هرگاه وقت نماز شد مرا از خواب بيدار كن ، اگر بيدار شدم كه نماز مىگزارم ، و اگر بيدار نشدم كسى را به دنبال على ( عليه السلام ) بفرست " .
(كشف الغمه ، بيروت : دار الاضواء ، ج 2 ، ص 122)
39. حضرت فاطمه ( عليه السلام ) به زن مؤمنهاى كه در يك بحث دينى و عقيدتى بر زنى فاسد و از دشمنان اهل بيت ، غلبه كرده و بسيار خوشحال شده بود ، فرمود :
" همانا شادى فرشتگان در غلبه تو بر آن زن معاند ، بيش از شادى توست ، و اندوه و نگرانى شيطان و دوستان شيطان در اين شكست ، بيشتر و شديدتر از آن زن شكست خورده است " .
(بحار الانوار ، ج 2 ، ص 8)
40. آنگاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم ، از گناهكاران امت پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) شفاعت خواهم كرد .
(احقاق الحق ، ج 10 ، ص 367)
41. اگر به آنچه به شما امر مىكنيم عمل مىكنى و از آنچه شما را برحذر مىداريم دورى مىكنى ، از شيعيان ما مىباشى ، والا هرگز .
(بحار الانوار ، ج 68 ، ص ص 155)
42. شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند ، و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنان دشمنان ما و كسى كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده ، در صورتى كه از اوامر ما سرپيچى كنند و نواهى و موارد پرهيز را محترم نشمرند ، از شيعيان واقعى ما نخواهند بود ، با اين حال جايگاهشان در بهشت خواهد بود ، ولى بعد از پاك شدن از گناهان به وسيله بلاها و مصيبتها در دنيا ، يا تحمل مشكلات و شدائد روز قيامت و يا قرار گرفتن اندك زمانى در طبقات بالاى جهنم و چشيدن عذاب ، تا اينكه ما به خاطر دوستىشان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد .
(بحار الانوار ، ج 68 ، ص 155)
43.پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه و آله ) حوادث تلخ آينده را براى حضرت زهرا ( عليها السلام ) توضيح داد و به شهادت حضرت ابا عبدالله الحسين ( عليها السلام )
اشاره كرد . حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : " اى پدر ! چه كسى فرزندم و نور چشم و ميوه دلم ، حسين ( عليه السلام ) را شهيد مىكند " ؟ فرمود : " بدترين افراد امت من ". حضرت زهرا ( عليها السلام ) پرسيد : " اى پدر سلام مرا به حضرت جبرئيل برسان و از او بپرس كه در كجا حسين مرا شهيد مىكنند " ؟
رسول خدا ( صلى الله عليه و اله ) فرمود : " در سرزمينى كه به آن كربلا مىگويند ".
پس حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمود : ! اى پدر در برابر خواستههاى خدا تسليم و راضىام و به خدا توكل كردهام " .
(نهج الحياة ، ص 208)
44. يكى از زنان مدينه خدمت زهرا ( عليها السلام ) رسيد و گفت : مادر پيرى دارم كه در مسايل نماز سؤالاتى دارد و مرا فرستاده است تا مسايل شرعى نماز را از شما
بپرسم . حضرت زهرا فرمود : بپرس . و آنگاه مسايل فراوانى مطرح كرد و پاسخ شنيد. در ادامه پرسشها آن زن خجالت كشيد و گفت : اى دختر رسول خدا بيش از اين نبايد
شما را به زحمت اندازم .
حضرت فاطمه ( عليها السلام ) فرمودند : " باز هم بيا و آنچه سؤال دارى بپرس ، آيا اگر كسى را روزى اجير نمايند كه بار سنگينى را به بام بالا ببرد و در مقابل صد هزار دينار طلا مزد بگيرد ، چنين كارى براى او دشوار است " ؟ گفت : خير . حضرت ادامه دادند : " من هر مسألهاى را كه پاسخ مىدهم ، بيش از فاصله بين زمين و عرش گوهر و لؤلؤ پاداش مىگيرم ، پس سزاوارتر است كه بر من سنگين نيايد . "
(بحار الانوار ، ج 2 ، ص 3)
45. اى ابا الحسن ، در همين ساعت به خواب رفتم ، پس محبوبم رسول خدا را در قصرى از مرواريد سفيد ديدم . چون مرا ديد ، فرمود : دخترم ! به نزد من بشتاب كه سخت مشتاق توام . بىصبرانه پاسخ دادم : سوگند به خدا پدر جان ، اشتياق من براى زيارت شما شديدتر است . در اين هنگام پدرم فرمود : تو امشب در پيش ما خواهى بود . على جان ! رسول خدا آنچه وعده دهد راست است و به آنچه عهد و پيمان بندد وفا مىكند .
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 179)
46. فرزندانم ديشب را گرسنه به روز آوردند ، فرزند كوچك من " حسين " در ميدان جنگ كشته مىشود . در كربلا فرزندم را با حيله و تزوير شهيد مىكنند ، واى و نكبت و عذاب بر قاتلانش باد .
(بحار الانوار ، ج 35 ، ص 239)
47 از دنياى شما سه چيز محبوب من است : 1 - تلاوت قرآن 2 - نگاه به چهره رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) 3 - انفاق در راه خدا
(نهج الحياة ، ص 271)
48. اى ابا الحسن ( على عليه السلام ) ! همانا رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) با من پيمان بسته و خبر داده است كه من اول كسى خواهم بود كه به آن حضرت مىپيوندم و گريزى از آن نيست . پس على جان ، در برابر اوامر و فرمان و خواست خداوند بزرگ ، بردبار و به حكم او راضى باش .
(نهج الحياة ، ص 233)
49. تلاوت كننده سورههاى حديد و واقعه و الرحمن ، در آسمانها و زمين اهل بهشت خوانده مىشود .
(كنز العمال ، ج 1 ، ص 582)
50. در سر سفره غذا ، دوازده دستور العمل ارزشمند وجود دارد كه سزاوار است هر مسلمانى آنها را بشناسد . چهارتاى آن واجب و چهارتاى آن مستحب و چهارتاى آن
نشانه ادب است .
چهار دستور العمل واجب عبارتند از 1- شناخت و معرفت پروردگار ( كه نعمتها از اوست ) 2- راضى به نعمتهاى خدا بودن 3- گفتن " بسم الله الرحمن الرحيم " در آغاز غذا 4- شكر و سپاسگذارى خدا . و چهار دستور العمل مستحب عبارتند از : 1- وضو گرفتن قبل از غذا 2- نشستن به جانب چپ 3- در حال نشسته غذا خوردن 4- غذا خوردن با سه انگشت . و اما چهار دستورالعملى كه نشانه ادب است : 1- از آنچه در پيش روى شماست بخوريد 2- لقمهها را كوچك برداريد 3- غذا را خوب بجويد و با شدت نرم كنيد 4- كمتر در صورت ديگران هنگام غذا خوردن بنگريد .
(عوالم العلوم للعلامة البحراني ، ج 11 ، ص 629)
51. روزى پدرم رسول خدا " كه درود خدا بر او و خاندان او باد " به على ( عليه السلام ) نگاه كرد و سپس با اشاره به او فرمود : اين مرد و پيروان او در بهشتند .
(ينابيع المودة ، ص 257)
52. رسول گرامى اسلام " كه درود خدا بر او و خاندان او باد " به على ( عليه السلام ) فرمود : اى ابا السحن همانا تو و پيروان تو در بهشت موعود خواهيد بود .
(نهج الحياة ، ص 326)
53. حضرت فاطمه زهرا ( عليها السلام ) فرمود : پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند : فاطمه پاره تن من است ، پس هر كه او را بيازارد مرا آزرده است .
(بحار الانوار ، ج 28 ، ص 303)
54. در خدمت مادر باش ، زيرا بهشت زير پاى مادران است .
(نهج الحياة ، ص 312)
55.حسن جان ! مانند پدرت على (ع) باش و ريسمان را از گردن حق بردار خداى احسان كننده را پرستش كن و با افراد دشمن و كينهتوز دوستى مكن
(بحار الانوار ، ج 43 ، ص 286)







