![]() |
چند مدتی است که بحث فرشید منافی داغ و گل محفل هر کوی و برزنی است. بگذارید ابتدا مقایسه ای کنیم!
نظر سایت فارس نیوز در تاریخ 89/03/08 - 10:16
خبرگزاري فارس: فرشيد منافي از اعضاي اصلي گروه منحرف TSM بوده و حتي ازدواج خودش با يكي از اعضاي اين گروه و كاملاً با آداب اين فرقه انجام داده است. به گزارش "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، البرز نوشت؛ فرشيد منافي پس از آنكه تصويرش در يك مهماني زيرزميني در جمع گروهي با عقايد منحرف ديده شد از كار كنار گذاشته شد. منافي سري هم به تلويزيون زد و در شبكه سه بخشي از برنامه صبح امد را اجرا كرد اما تجربه كار تصوير براي او موفق نبود و لاجرم به كارهاي توليد استوديويي درخارج از صداوسيما روي آورد و اين اواخر براي يكي از شركتهاي خدمات تلفن همراه تبليغات ميخواند او يك راديوي اينترنتي شخصي هم راه اندازي كرده بود.
مشهورترين برنامههاي وي در زمان حضور خود در راديو جوان برنامهاي با نام جواني به وقت فردا و نيز برنامه روي خط جواني بود.
برپايه اين خبر فرشيد منافي از اعضاي اصلي گروه منحرف TSM بوده و حتي ازدواج خودش با يكي از اعضاي اين گروه و كاملا با آداب اين فرقه انجام داده است.
مراسم ازدواج فرشيدمنافي و همسرش كه در منزل رييس اين فرقه در ايران صورت گرفته با تاييد رهبر اصلي از طريق چت با آمريكا صورت گرفته است.
منافي رابطه استخدام رسمي با سازمان صداوسيما نداشته و تنها به عنوان نيروي پروژهاي همكاري مي كرده است.
چندي پيش سرويس فضاي مجازي خبرگزاري فارس طي گزارشي به معرفي فعاليتهاي فرقه خطرناك و انحرافي TSM در كشور پرداخته بود.
انتهاي پيام/
حال شاید برایتان سوال باشد که گروه TSM چه گروهی است؟! از لینک زیر در مورد این گروه بیشتر بدانید (باز هم به گفته سایت فارس نیوز) http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8902190479
حال شاید جالب باشد که نظر سایت جهان نیوز را هم بدانیم! در تاریخ چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۷
بحث مهاجرت برخی چهره های شناخته شده سینما و تلویزیون به خارج از کشور،از جمله موضوعاتی است که مورد توجه رسانه ها و مخاطبان آنها قرار می گیرد.اما نگاه به این موضوع که معمولا این مهاجرت ها گاهی پس از خروج از کشور چهره سیاسی به خود می گیرد شاید بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
گاهی این مهاجرتها منجر به تجربه اندوزی می شود و انتقال این تجربه ها به نسل نو.
به گزارش سرویس فرهنگی جهان، گیتی خامنه، مجری مشهور و محبوب برنامههای کودک تلویزیون در دههی 60 مدتی پیش پس از 15 سال زندگی در آمریکا و تحصیل علم به ایران بازگشت. تصویر و صدای گیتی خامنه که خاطرات کودکی دو نسل را زنده میکند،همچنان در اذهان این دو نسل باقی است. او از سال 1358 تا اواسط دههی هفتاد، یک روز در میان مهمان خانهها بود و دوست صمیمی کودکان و نوجوانان. به جرات می توان گفت او یکی از مسلطترین و حرفهایترین مجریان تلویزیون ایران در سالهای پس از انقلاب بود.
وی علیرغم اینکه شرایط مناسبی برای اجرا در شبکه های خارجی داشت، پس از سالها زندگی در دیار غربت، به گفته خودش، برای انتقال تجربیاتش به ایران بازگشت.
گاهی از سفر یک مجری تلویزیونی تعبیر سیاسی می شود مانند:
مرتضی حیدری.خبر سفر وی که برای ثبت نام دانشگاهی در خارج از کشور،مدتی ایران را ترک کرده بود،مانند یک بمب خبری سر و صدا کرد تا صدا و سیما نیز دست بکار شود و از طریق گفتگوی تلفنی با وی، به تمام شایعات پایان دهد و در نهایت بازگشت وی به ایران و حضور دوباره وی در سیما.
چند وقتی هم هست که خبر پیوستن یک مجری رادیو جوان به رادیو پس فردا شنیده می شود که اتفاقا خیلی هم مورد استقبال رسانه های مشابه خارج از کشور قرار گرفته است!
در این رابطه جای چند نکته و سئوال باقی است:
1)مهاجرت چهره های مشهور کاملا طبیعی است و کسی نمی تواند منکر آن شود و یا با آن مخالفت کند. اما نگاهی گذرا به این مهاجرتها، این سئوال را در ذهن ایجاد می کند که آیا صدا و سیما در انتخاب افراد اساسا چقدر دقت نظر دارد و از چه معیارهایی برای انتخاب این افراد استفاده می کند و آیا انتخاب بر اساس داشتن "یک صدای خوب" که شنونده های فلان رادیو یا فلان برنامه بیشتر شود و .... آیا برای جذب و استخدام کفایت می کند؟
2)صدا و سیما پس از پیروزی انقلاب اسلامی توانست با تقویت هنرمندان متعهد و با هوشمندی کامل، هنرمندان با اصالت و متدینی را وارد عرصه جدی و حرفه ای آنهم در بخشهای مختلف فرهنگی کند. جای این سئوال باقی است که چرا پس از گذشت سالها، مهاجرت های سیاسی افزایش یافته است.گرچه این سوال ابتدا به خود هنرمندان باز می گردد، اما نباید صداوسیما نیز در این رابطه پاسخگو باشد. کدام عامل می تواند باعث نفوذ چنین نیروهایی آنهم با استفاده از امکانات دولتی برای چهره شدن و سوءاستفاده شود؟
اتمام/.
و اما از همه برایم جالب تر نظرات رشید پور در سایتش هست که منباب هر اتفاق نظری می دهند و صحبتی می کنند! که البته در این باب حق دارن چرا که همکارند! یا بهتر بگویم بودنند. نوشته زیر را رشید پور به تاریخ 8 خرداد ماه نوشته است.
فرشید را دوست داشتم و او را یک پدیده در رادیو می دانستم . اگر یادتان باشد یکی از شبهای شیشه ای را به او اختصاص دادم که برنامه ی خوبی هم شد .در این چند روز خبر های جالبی در مورد او شنیدم که من را به فکر فرو برد . رفتن او به رادیو فردا برایم عجیب و تکان دهنده بود . هرچند که متن خداحافظی اش را در فیس بوک خوانده بودم اما گمان نمی بردم که این خداحافظی همیشگی باشد .
اطمینان دارم که شما با خواندن این چند خط من را به نفهمیدن و درک نکردن متهم خواهید فرمود ولی با این وجود دلم می خواهد که با صداقت بنویسم و با صدای بلند بگویم که من هرگز با تصمیم فرشید منافی موافق نیستم . هرچند که این مخالفت من هیچ اهمیتی برای او و شما نداشته باشد …
برای این مخالفت دلیل دارم …
اینجا خانه ی من است . با همه ی خوبیها و بدیهایش . من به خانه ام دل بسته ام و او به من امید … اطمینان داشته باشید که عده ای کوتاه نظر تمام عزمشان را جزم کرده اند تا هنرمندان شاخص این مملکت به ته خط برسند و مهاجرت کنند تا این رفقا از شر درخشش ستاره ها در امان بمانند . رفتن فرشید نه تنها کمکی به حال طرفداران او محسوب نمی شود بلکه آنها را در گوشه ی تنگ افسردگی و نا امیدی محبوس می کند . باور کنید اگر امثال فرشید منافی ها در ایران بمانند و خانه ی خودشان را ترک نکنند آنگاه نشیدن صدای آنها طراوت بخش تر از شنیدن صدایشان از خانه ی غریبه خواهد بود …
یک چیز دیگر هم بگویم . باز هم شاید بدتان بیاید … اما دلم می خواهد شما هم بدانید که من با تمام وجودم معتقدم که هیچ کدام از این رسانه های بیگانه ذره ای برای مردم نجیب ایران دلسوزی نمی کنند و سردمداران آنها فقط به دنبال منفعت های شخصی خودشان هستند و حالا که وضعیت کشورمان چندان خوب نیست تمام همتشان را صرف ماهی گرفتن از آب گل آلود کرده اند . نمی توانم باور کنم که بی بی سی و یا صدای آمریکا به فکر خستگی پدران و افسردگی مادران این سرزمین باشند . قبول نمی کنم که رادیو فردا صدای نجابت و اصالت جوان رنج کشیده ی ایرانی باشد . از این ژست های آزاد اندیشی در رسانه های مرموز بدم می آید و از امثال فارسی وان متنفرم .
رفتن فرشید منافی را بهانه می کنم تا یک بار دیگر از برخی مدیران فرهنگی بخواهم این خواب آلودگی زجر آور را هر چه زودتر رها کنند که این قطره های بی توجهی اندک اندک به سیل بنیان برانداز هویت و فرهنگ بدل خواهد شد . تا کی می خواهید سخنرانی های فلسفی انجام بدهید و خودتان را سلطان بی مثال عرصه ی مدیریت جا بزنید و به ماها بگویید که بر اثر جانفشانی های شما تمام سلولهای فرهنگی هنری مملکت ذوق زده شده اند ! ظاهرا خودتان هم باورتان شده !
کمی سعه صدر و احترام به هنرمندان کشورمان فضا را پر از اکسیژن امید خواهد کرد و هرگز هیچ فرشیدی به فکر رادیو فردا نخواهد افتاد .
من با قدرت در خانه ام می مانم و به جای رفتن به رادیو فردا با جوان های نجیب این خانه همراه می شوم تا دلتنگی شان را بفهمم و دلخوشی ام را با آنها قسمت کنم و به آنها بگویم که در این سی سال زندگی هرگز ندیده ام پس از غرش ابر سیاه رنگین کمان نرقصد …
+ صحبت هایی که ایشان منباب نوشته قبل گفته اند را می توانید در این آدرس بخوانید. نوشته شده در 15 خرداد!
http://rashidpour.com/?p=113
کلام آخر: گیج شدم! چون من در جریان نیستم! حرف کدام خبرگزاری قابل قبول تر است؟ پس بهتر قضاوت نکردن است.







