
الهی؛ کامم را به حلاوت کلامت شیرین بدار
الهی؛ شکرت که این تهی دست پابست تو شد...!
الهی؛ شکرت که پیر نشده استغفار کردم که استغفار پیر استهزاء ماند.
الهی؛ زخواندن نماز شرم دارم واز نخواندنش شرم بیشتر!!!
الهی؛ اگر کودکان سرگرم بازی اند مگر کلانسالان درچه کارند!!
الهی؛ خوشا آنان که همواره در بساط قرب تو آرمیده اند...!
الهی؛ آنکه تو را دوست داردچگونه با خلقت مهربان نیست؟!!
الهی؛ تو لبیک نگویی من کجا الهی گویم...؟!!!
الهی؛ شکرت که فهمیدم نفهمیدم و رسیدم که نرسیده ام...!
الهی؛ به حرمت رازونیازاهل رازونیازت این نااهل را سوز و گداز ده
الهی؛ شکرت که در سایه ی انسان کامل به سر می برم...!
الهی؛ نعمت حضور قلبم را از خطور ذنوب باز دار...!
الهی؛ توفیق شب خیزی و اشک ریزی به حسن ده!
الهی؛ از دردم خرسندم که درمانش تویی....!
الهی؛ در شگفتم از کسی که گویدبه فلانی مرگ ناگهانی رسید
الهی؛ تو پاک افریده ای،ما آلوده کرده ایم...!
الهی؛ ظاهرمااگرعنوان باطن مانباشد درتبلی السرائر چه کنیم؟!
الهی؛ همه از گناه توبه میکنند حسن را از خویش توبه ده....!
الهی؛ گرگ و پلنگ را رام توان کرد،بانفس سرکش چه باید کرد؟
الهی؛ چون است که چشیده هاخاموش اندونچشیده هادرخروش!
الهی؛ به سوی تو آمدم،به حق خودت مرا به من برمگردان...!
الهی؛ روزم راچون شبم روحانی گردان و شبم راچون روزم نورانی!
الهی؛ اگرچه درویشم ولی داراترازمن کیست که دارایی من تویی
الهی؛ در ذات خودم متحیرمريا، چه رسد در ذات تو...!
الهی؛ اگرتقسیم بیش از این که دادی نمی رسیدفلک الحمد...!
الهی؛ عارفان گویند عرفنی نفسک،این جاهل گویدعرفنی نفسی!
الهی؛ رجب و شعبان بگذشت وما از خود نگذشتیم؛ تو از مابگذر!
الهی؛ وای برمن اگر دانشم رهزنم شود وکتابم حجابم...!
الهی؛ اگر بخواهم شرمسارم،واگر نخواهم گرفتار...!
الهی؛ دیده از دیدارجمال لذت می برد ودل از لقای ذوالجمال...!
الهی؛ فرزانه تر از دیوانه ی تو کیست؟!!
الهی؛ به حق خودت حضورم ده و به حق آفتاب آفرینت نورم ده!
الهی؛ اگر گلم و یا خارم از آن بستان یارم....!
الهی؛ کلمات وکلامت که اینقدر شیرین ودلنشین اندخودت چونی!
الهی؛ پیشانی برخاک نهادن آسان است؛ دل ازخاک برداشتن دشوار!
الهی؛ هر چه بیشتر دانستم نادان تر شدم؛ بردانایی ام بیافزا...!
الهی؛ انگشتر سلیمانی ام دادی انگشت سلیمانی ام ده...!
الهی؛ دندان دادی،نان دادی،جان دادی، جانان بده!
الهی؛ آن خواهم که دگر هیچ نخواهم...!
الهی؛ چون درتو مینگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم!
الهی؛ آنکه ازخوردن و خوابیدن شرم دارد،از دیگر امور چه گوید!
الهی؛ همه گویند خدا کو؟!حسن گوید جز خدا کو...!؟
الهی؛ عاقبت چه خواهد شد وبا ابد چه باید کرد؟!
الهی؛ چون تو حاضری چه جویم؟وچون تو ناظری چه گویم؟!
الهی؛ راز دل نهفتن دشوار است ونگفتن دشوار تر...!
الهی؛ به رحمت رحمانیه ات نظم داده ای؛ به رحمت رحیمه ات سکوتم ده...!
الهی؛ به لطفت دنیا را از من گرفتی به کرمت آخرت را هم از من بگیر....!
الهی؛ از شیاطین جنّ بریدن دشوار نیست؛ باشیاطین انس چه باید کرد؟
الهی؛ خوشا آنان که درجوانی شکسته شدندکه پیری خودشکستنی است!
الهی؛ اگر عنایت تو دست مارا نگیرد،از چهل ها چلّه ما هم کاری برنمی آید....!







