سایت عاشقانه تنهایی

سه شنبه، 2 خرداد ماه، 1391

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً     

 
Post
 
Post
 
Post
 
Post
 
Post
 
Post
 

داستان کوتاه هم خونه های عاشق

خسته شدم...

هر چقدر به در می کوبیدم و داد می زدم فایده ای نداشت. مطمئن بودم که توی اتاقه و بهش هم حق می دادم که نخواد جوابمو بده اما با این همه سر و صدای من، لا اقل باید عصبانی میشد و داد می زد که برم گم شم. شروع کردم به فحش دادن، هر چی که بلد بودم رو کردم و منتظر بودم هر لحظه در باز بشه تا اونجا که می خورم بزنتم. بخوابونه زیر گوشم و با مشت صورتمو داغون کنه، می تونست حتی با یه چوب یا میله بزنه توی سرم یا حتی از پنجره پرتم کنه توی کوچه. حق داشت و منم حق داشتم که بخوام ازش این کارو بکنه، حق داشتم که تحریکش کنم و می کردم. فحش می دادم. داد می زدم. می کوبیدم به در. من در حقش بی انصافی کرده بودم، نا مردی کرده بودم. باید منو می زد تا من هم آروم بشم. تا نجات پیدا کنم. همون وقتی که به در می کوبیدم حس کردم که اومده بیرون، دیدم که کنارمه. عصبی بود، بر افروخته اما ضعیف. طوری نگام می کرد که اول می خواستم آب بشم و برم توی زمین. آرزو می کردم که کاش همه چیز یک خواب بوده باشه. خواب بود شاید. داد زدم سرش که بزن. اون هم نامردی نکرد و خوابوند توی گوشم. تا به خودم بیام بعدی و بعدی. وقتی می زد نگاهش می کردم. هیچ چیز توی چشمهاش تغییر نمی کرد. داشتم می فهمیدم که دیگه هیچ وقت گذشته بر نمی گرده.



مچ دستشو گرفتم. هیچی نمی گفت و فقط نگاه می کرد. احساس وحشت کردم. مثل همون وقتی که اولین بار منو با دختر مورد علاقه اش دید. دوستش داشت. و منم داشتم. یک شب می خواستم باهاش از علاقه ام حرف بزنم که خودش حرف و پیش کشید و گفت عاشق شده. عاشق همون دختری که فکرش همه لحظه هامو پر کرده بود. لعنت بهش. تحمل اون نگاهو نداشتم. اون دختر خودش منو انتخاب کرده بود. تنها اشتباه من این بود که همون شب باهاش در این مورد حرفی نزدم و از فردا شدم سنگ صبورش. ضعیف بود و فکرش به قدر کافی مشغول. و نمی دونستم که اگه بفهمه من هم همون دختر رو می خوام چه واکنشی نشون می ده. مچشو سفت گرفته بودم. خودمو تو چشمهاش دیدم. نگاهم مثل نگاهش بود. چشمهام اشک آلود شد. با مشت خوابوندم زیر چونه اش. پرت شد و از پله هایی که پشت سرش بود پایین افتاد. ترسیدم. نفسم بند اومد رفتم جلو. داشت روی پله ها غلط می خورد و پایین می رفت. دوتا دستمو گرفتم جلوی چشمهام. نشستم و تکیه دادم به دیوار و زدم زیر گریه. بلند بلند ناله می کردم که صداش منو به خودم آورد. دستامو بردم کنار و از پشت دیواره اشک دیدمش که مقابلم وایستاده. با تعجب نگام می کرد. بهت زده شده بودم. کیفش روی دوشش بود و لباس مرتبی پوشیده بود. گفت "خوبی تو ؟ "  خواستم جواب بدم اما نتونستم. نمی دونستم که چی باید بگم. گیج و بهت زده بودم. در اتاقو باز کرد و زیر بغلمو گرفت و با خودش برد تو. نشوند روی صندلی و خودش مقابلم نشست. می خواست بپرسه  چه ام شده که پریدم وسط حرفش و گفتم : "ببین من، من باید... باید... " نتونستم ادامه بدم. میدونست که در مورد چی می خوام حرف بزنم. خودش ادامه داد "من خوب فکر کردم، اون تو رو دوست داره و تو انتخابشی. منم این قضیه رو تموم شده می دونم. مگر اینکه یه روز خودش دنبالم بیاد. من نمی تونم بگم که دیگه بهش هیچ حسی ندارم" بعد نگاهشو ازم دزدید و رفت سمت آشپزخونه. نگاهش. همون نگاه بود. همون نفرت. نمی خواستم حتی یک لحظه هم اونجا وایستم. توی هوا بوی عطر میومد. مثل همون موقع هایی که با دختر مورد علاقه اش، با دختر مورد علاقه ام ! قرار بود توی یه کلاس بشینه. نتونستم آروم باشم. دستمو مشت کردم اما سوزشش باعث شد سریع واکنش نشون بدم. کف دستم پر خون بود. از جام بلند شدم و از اون اتاق زدم بیرون. حتی نموندم که بهش بگم من زود تر از تو عاشقش شده بودم. به پایین پله ها که رسیدم احساس کردم یکی از کنارم رد شد و رفت بالا. ندیدمش اما همون بوی عطر میومد. به زیر پام نگاه کردم. روی زمین پر از لکه های خون بود.

منبع: تنهایی پر هیاهوی من

کاربرانی که به این خبر امتیاز داده اند.(قرمز رأی منفی و آبی رأی مثبت):

meysam1 , atashmusic

مرتبط باموضوع :

 داستان کوتاه نگاه سبز!  [ شنبه، 10 دي ماه، 1390 ] 484 مشاهده
 داستان کوتاه و بسیار زیبای تاوان بی وفایی  [ جمعه، 15 ارديبهشت ماه، 1391 ] 1061 مشاهده
 داستان کوتاه ازدواج نا موفق  [ دوشنبه، 27 تير ماه، 1390 ] 1105 مشاهده
 داستان کوتاه سخنران معروف و باهوش  [ پنجشنبه، 20 مرداد ماه، 1390 ] 651 مشاهده
 قلبم هدیه به تو!  [ چهارشنبه، 13 مرداد ماه، 1389 ] 1917 مشاهده
 
نظر:
  [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
رادیو عاشقانه تنهایی

آمار کاربران سایت

پیغام کوتاه [فقط فارسی تایپ کنید]


فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا عضو شويد.

طالع بینی ازدواج | کلیک کنید

طالع ازدواج متولدین فروردین ماه طالع ازدواج متولدین اردیبهشت ماه طالع ازدواج متولدین خرداد ماه طالع ازدواج متولدین تیر ماه طالع ازدواج متولدین مرداد ماه طالع ازدواج متولدین شهریور ماه طالع ازدواج متولدین مهرماه طالع ازدواج متولدین آبان ماه طالع ازدواج متولدین آذرماه طالع ازدواج متولدین دی ماه طالع ازدواج متولدین بهمن ماه طالع ازدواج متولدین اسفندماه

لینک های خوشمزه

کاربران پر کار 24 ساعت اخیر

 M2mahak  142 posts/month
 sanaz2fan  123 posts/month
 lovealone  103 posts/month
 zahrasyton  88 posts/month
 ali_CR7  69 posts/month
 Helia  65 posts/month
 aroosak  40 posts/month
 zendani  32 posts/month
 maryam3  32 posts/month

دسترسی سریع سایت