در مورخه : شنبه، 21 اسفند ماه، 1389 موضوع : دست نوشته های من
خدای کهکشونم خدای مهربونم
من دیگه تو دور دنیا غیر تو کسی ندارم
هرچی عشقه رو زمینه بشه جون فدای نومت
شاه خوشکل های دنیا
فدای نام و نشونت
دیدی که گفته بودم؟ خیر از عاشقی ندیدم؟
خسته ام از عشق های دنیا، دیگه نیستم تک و تنها
چون که عشق تو بزرگه به قد دریا
عشق فقط عشق خدایی
نداره غم و جدایی، نداره چشم انتظاری
لحظه های بی قراری...
خدا می دونه امروز از چند نفر تولدت مبارک شنیدم. ممنونم خدایای که این همه به من دوستای مهربون دادی... دلتون بسوزه یه عطر مارک هم گیرم اومد. یکی که دیگه ترکوند. رفته بودم خونه اشون واسه یه کاری باورتون نمیشه برام یه کیک خریده بود این هوا... اصلا باورم نمیشه! خدای من شاخم در اومده بود. اینا از خوبی من نیست. از مهربونی و معرفت بقیه است. مگر نه تا جایی که من می دونم خیلی بی معرفتم و هیچ وقت احوال دوستام و نمی رسم بپرسم. خدایا تو چقدر مهربونی. ممنونتم که اینقدر هوام و داری. هوای این بنده بدت رو.
در مورخه : پنجشنبه، 26 خرداد ماه، 1390 موضوع : مناسبت
مکه پر شور و شعف کعبه می گیرد شرف
قبله را قبله نما آمده میر نجف
میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.
جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوجود آورد. نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند. خداوند در تدارک مقدمات این جهش تاریخی بود.
جهش های عظیم تاریخی جز با دست های برومند رجال تاریخ انجام نمی گیرد. و این سنت الهی است که تحولات تکاملی، از وجود رجال برگزیده بشر، منشاء گیرند، رجالی که علی رغم شرایط نامساعد موجود، به تکاپو و تلاش بر می خیزند و فریاد خود را از اعماق اجتماع سر می دهند، و با این فریاد لرزه ای شکننده بر ارکان نظامات فرسوده و نابسامان موجود می افکنند. طنین این فریاد است که مغزها را تکان می دهد و آنها را به جنب و جوش و حرکت می اندازد، مغز های مرده، زنده می شوند و در پرتو این زندگی پرده ها را بر می درند و چشم اندازهای نوی در برابر خود مشاهده می کنند.