در مورخه : چهارشنبه، 12 اسفند ماه، 1388 موضوع : مناجات با خدا
دست هام آماده نوشتن، دکمه های کیبورد آماده ی یک فشار، و سینه ام پر از حرف... حرف هایی از همه جا و به وسعت هیچ جا! عجیب تر و بیشتر از هرچه فکر کنی دلم تنهایی کشیده. دلم تنهایی کشیده. دلم تنهایی کشیده. و هزار بار دلم تنهایی کشیده... اینقدر که هیچ کس باورش نمی شه. خسته از تموم بازی های روزگار. روزگاری که غریب است نازنینم. روزگاری که همه توش عالم هستیم و بی عمل، زنبوریم و بی عسل. خدایا خوشحالم که تورو دارم. تو نبودی من می مردم. هرکی تورو از داست داد مرد. اگه جسمش هم حرکتی داشت روحش مرده بود. چقدر دلم گریه کشیده. خدایا دوست دارم محکم بگیرمت تو بغلم یا تو من و بگیری تو بغلت تا واست گریه کنم، همه دلتنگی هام و عقده هام خالی کنم. اما نیستی. همیشه بین دستام خالیه. خیلی دوستت دارم. به خاطر امتحان های زندگی و مشکلاتم نیست که دوستت دارم. به خاطر این دوستت دارم که خدای منی. وقتی می بینم می گی هرکی به حرفم گوش کنه می برمش بهشت بهم بر می خوره. چی فکر کردی پیش خودت؟
در مورخه : پنجشنبه، 5 فروردين ماه، 1389 موضوع : والپیپر / کاغذ دیواری
این یک والپیپر کامپیوتر هست یا فارسی تر بگیم یک پشت زمینه رایانه هست، با دو بیت شعر که من با صدای خانم سیمین غانم شنیدم. برای دانلود تصویر اصلی به ادامه مطلب برید. امیدوارم خوشتون بیاد و بپسندید!