در مورخه : چهارشنبه، 29 دي ماه، 1389 موضوع : پیامک عاشقانه
سلامتی رفیقی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره !
.
.
.
جز یاد تو در خاطر من نیست عزیزم / مانند تو عشق با صفا کیست عزیزم
بی یاد تو زندگی مرا نیست عزیزم / در عشق بود نمره ی تو بیست عزیزم . . .
.
.
.
باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین میکنم ، من میتوانم میشود ، آرام تلقین میکنم .
کم کم ز یادم میبری ، کم کم زیادم میروی ، این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخیش صد بار تمرین میکنم !
در مورخه : پنجشنبه، 30 دي ماه، 1389 موضوع : داستان های کوتاه
یک پیرزن چینی دوکوزۀ آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد. یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همۀ آب را در خود نگه می داشت. هر بار که زن پس از پرکردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود. دو سال تمام ، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت ، نیمی از آبش را در راه از دست می داد. البته کوزۀ سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید. ولی بیچاره کوزۀ ترک دار از خودش خجالت می کشید .