در مورخه : يكشنبه، 9 اسفند ماه، 1388 موضوع : دست نوشته های من
حکمتش رو فقط خودش می دونه، اما تمام چیز هایی که می تونن تو زندگی به ما بهترین کمک رو برای رشد و نمو بکنن می تونن بدترین ضربه هارو هم به ما بزنن و بزرگترین دشمنان ما باشن. من الان گلایه دارم! از پدر و مادر. کسایی که همیشه فقط واژه اشون واسه من رویایی هست. بزار راحت بگم. خسته شدم از دستشون. از کار هاشون، رفتارهاشون، صحبت هاشون، از دیدنشون. احساس می کنم تو قفس دارم زندگی می کنم. فرض کن یه جوونی و تو خونه ای زندگی می کنی که تمام رفتار های پدر و مادرت اذیتت می کنه. تو تنها فرزند باشی که تو این خانواده چند فرزنده مونده. بچه ی آخر و محکوم به تحمل تمام تنش های دوران از جوانی گذشته ی پدر و مادرت. در عین جوانی و علاقه به استقلال دستت اینقدر بنده که اگه دو روز از بابات پول تو جیبی نگیری کارت راه نمی افته. به این می گن یه زندان واقعی. یعنی تحمل چیزی یا کسایی یا حتی شرایطی که تورو هر لحظه می خورن. وای که چقدر داغ کردم از عصبانیت. آخ که چقدر دارم می سوزم. چقدر نفس کشیدن برام سخت شده... نیست. کسی که من و بفهمه نیست. شرایط زندگی آدم و گاهی بد جوری گیر می اندازه. طوری که فقط یه راه حل می مونه. تحمل!
در مورخه : يكشنبه، 8 فروردين ماه، 1389 موضوع : دست نوشته های من
پوک! صدای مشت روی میز تلفن و شروع یه دعوای دیگه خانوادگی بین یه زن و مرد بالای پنجاه سال. کسایی که یه عمر ادعای داشتن زندگی مشترک دارن و تموم پسر و دخترای جوون و از زیر تیغ برنده ی نصیحت هاشون رد می کنند. نیازی به گفتن کل ماجرا نیست که دیگه کتک ها و مظلومیت های زن خونه به هیچکس پنهون نیست. و صدای هق هق های بلند گریه ی یه مادر. فقط خدا رحم کرد که پسر جوون تو خونه بود و اینقدر زورش و داشت که جلو ی بازو های مردونه به اصطلاح مرد خونه ارو بگیره و یا دفاعی کرده باشه از مادرش! این دعوا ها اکثر اوقات تو خونه ما اتفاق می افته. اما این بار به من هم سرایت کرد. نزدیک بود مانیتور من هم شیشه هاش با شیشه پنجره که خورد شده بود یکی بشه ان تو سطل آشغال!!! پیش خودم گفتم زودتر ازدواج کنم برم از این خونه لعنتی اما یه لحظه یادم اومد به چندین سال پیش که همیشه مادرم بعد از دعواهاش با بابام بهم می گفت. اگه من تو این خونه موندم فقط به خاطر تویه! حالا احساس می کنم من باید تو این خونه بمونم. به خاطر مادرم. نمی تونم تنهاش بزارم، می ترسم...
در مورخه : جمعه، 17 دي ماه، 1389 موضوع : تفکر آزاد!
استاندار کرمان مدعی شد مردم معتقدند نصب عکس محمود احمدی نژاد باعث شد دیوار یکی از منازل مناطق زلزله زده تخریب نشود. ایسنا به نقل از "اسماعیل نجار" در جلسه ستاد بحران استانداری کرمان نوشت:" مردم منطقه زلزله زده از ایمان و اعتقاد بسیار بالایی برخوردار بودند به عنوان مثال در بازرسی های ما یک منزلی مشاهده شد که سه دیوار آن در اثر زلزله فرو ریخته و یک دیوار که عکس دکتر احمدی نژاد بر آن نصب شده بود خود مردم با اعتقاد راسخ و محکم خود اذعان داشتند که رییس جمهور محبوب و دلسوز ما خدمات فراوانی برای مردم به ویژه روستاییان انجام داده و می دهد و اعتقاد آنها بر این بود که لطف و نظر خداوند بوده که این دیوار فرو نریخته است."