در مورخه : سه شنبه، 15 آذر ماه، 1390 موضوع : مناسبت
عاشورای 1390 رو به همه شما بچه های تنهایی تسلیت عرض می کنم.... حسین هم رفت و زینب تنها شد
تو میروی و دل من دوباره می ریزد
و خواهر تو به راهت شراره می ریزد
خدا کند که بمیرم نبینمت تنها
غریبی تو به جانم شراره می ریزد
مرو که بوسه ای از زیر حنجرت چون آب
بروی آتش این غصه چاره می ریزد
تو سیب سرخ بهشت خدایی و دارد
ز پیکر پر زخمت عصاره می ریزد
در مورخه : جمعه، 5 شهريور ماه، 1389 موضوع : تفکر آزاد!
این نوشته مختص کاربران سایت تنهایی می باشد!
بعضي چيزها براي ما آدمها خاطرهانگيز است. مثل خاطرات دوران كودكي، محلهاي كه در آن زندگي كردهايم يا مدرسهاي كه در آن درس خواندهايم و... ميشود جز خاطرات شخصي هر آدمي، اما بعضي از اين خاطرات جنبه عمومي دارند و براي يك جمعيت يا يك ملت خاطره ميسازد، مثلا مثل اذان مرحوم مؤذنزاده اردبيلي يا ربناي محمدرضا شجريان. اما همين خاطرات شخصي و يا جمعي كه جنبه نوستالوژيك يافتهاند، ميتوانند با يك اتفاق تلخ، آن اهميت و جايگاه قبلي خود را از دست بدهند. مثلا اينكه بشنويد خواننده محبوب شما، سفره دلش را پيش دشمنان گشوده و با آنها همزبان شده است، آن خاطرات شيرين ديگر به تلخي خواهد گراييد و حس بياعتمادي جاي خاطرات و علايق شما را خواهد گرفت.
در مورخه : جمعه، 23 ارديبهشت ماه، 1390 موضوع : شعر های زیبا
لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم من و ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور می رم و برمی گردم
همسفر پرستوها می شم و بر می گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زحالم بی خبر کی برمی گردی