سایت عاشقانه تنهایی

پنجشنبه، 4 خرداد ماه، 1391

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً     

 
Post
 
Post
 
Post
 
Post
 
Post
 
Post
 

دم

جاده زندگی

در مورخه : چهارشنبه، 28 بهمن ماه، 1388 موضوع : دست نوشته های من

کمی آرام تر قدم بر دار

تو هم می دانی چقدر از ثانیه های عمر کوتاهی که بلند به نظر می آید گذشته است؟  و ما هنوز هم یاد نگرفته ایم که باید به زندگی مانند یک جاده نگریست! جاده ای که در آن صحنه هایی را خواهی دید، با کسانی آشنا خواهی شد، و مشکلاتی را تجربه خواهی کرد که یا دلت را می آزارند و یا تو به وجودشان عشق خواهی ورزید، و دوستشان خواهی داشت. اما این را هم بدام که ویژگی جاده این است که همیشه به میل تو پیش نخواهد رفت. به میل ما انسان ها!  نمی دانم... 



 _MORE

دوست دارم که...

در مورخه : پنجشنبه، 6 اسفند ماه، 1388 موضوع : داستان های کوتاه

تو به دریا دل سپردی من تو ساحل چشم به راهات  دو باره دارم می گردم اما نیست از تو نشونی  روزگار مارو جدا کرد یه غروب تو جوونی....

دوست دارم که...
یه اتاقی باشه گرمه گرم، روشنه روشن، تو باشی، منم باشم.  کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید! تو منو بغلم کنی که نترسم، که سردم نشه، که دیگه نلرزم، اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار، پاهاتم دراز کردی، منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم! با پاهات محکم منو گرفتی، دو تا دستتم دورم حلقه کردی! بهت می‌گم چشماتو می‌بندی؟ میگی آره! بعد چشماتو می‌بندی، بهت می‌گم برام قصه می‌گی تو گوشم؟ می‌گی آره! بعد شروع می‌کنی آروم آروم تو گوشم قصه گفتن، یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی‌شن، می‌دونی؟ می‌خوام رگ بزنم، رگ خودم رو! مچ دست چپم رو. یه حرکت سریع، یه ضربه عمیق،   بلدی که؟! ولی تو که نمی‌دونی می‌خوام رگم و بزنم!  تو چشماتو بستی! نمی‌دونی من تیغ رو از جیبم در میارم، نمی‌بینی که سریع می برم، نمی‌بینی خون فواره می‌زنه ... رو سنگای سفید ... نمی‌بینی که دستم می‌سوزه و لبم رو گاز می‌گیرم که نگم آااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی...! تو داری قصه می‌گی...   من شلوارک پامه... دستم و می‌ذارم رو زانوم ... خون میاد از دستم می‌ریزه رو زانوم و از زانوم می‌ریزه رو سنگا. قشنگه مسیر حرکتش!



 _MORE

لحظه ها را با تو بودن...

در مورخه : جمعه، 7 اسفند ماه، 1388 موضوع : شعر های زیبا

لحظه هارا با تو بودن

لحظه ها را با تو بودن، در نگاه تو شکفتن، حس عشق و در تو دیدن، مثل رویای تو خوابه، با تو رفتن با تو موندن، مثل قصه تورو خوندن، تا همیشه تورو خواستن، مثل تشنگیه آبه، اگه چشمات من و می خواست، تو نگاه تو می مردم، اگه دستات مال من بود، جون به دستات می سپردم، اگه اسمم و می خوندی، دیگه از یاد نمی بردم، اگه با من تو می موندی، همه دنیا رو می بردم...     بی تو اما سر سپردن، بی تو و عشق تو بودنف تو غبار جاده موندن، بی تو خوب من محاله، بی تو حتی زنده بودن، بی هدف نفس کشیدن، تا ابد تورو ندیدن، واسه من رنج و عذابه. تویه آسمون عشقم، غیر تو پرنده ای نیست، روی خاموشی لب هام، جز تو اسم دیگه ای نیست، توی قلب من عزیزم، هیچ کسی جایی نداره، دل عاشقم به جز تو، هیچ کسی رو دوست نداره...!



 _MORE
رادیو عاشقانه تنهایی

آمار کاربران سایت

پیغام کوتاه [فقط فارسی تایپ کنید]


فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا عضو شويد.

طالع بینی ازدواج | کلیک کنید

طالع ازدواج متولدین فروردین ماه طالع ازدواج متولدین اردیبهشت ماه طالع ازدواج متولدین خرداد ماه طالع ازدواج متولدین تیر ماه طالع ازدواج متولدین مرداد ماه طالع ازدواج متولدین شهریور ماه طالع ازدواج متولدین مهرماه طالع ازدواج متولدین آبان ماه طالع ازدواج متولدین آذرماه طالع ازدواج متولدین دی ماه طالع ازدواج متولدین بهمن ماه طالع ازدواج متولدین اسفندماه

لینک های خوشمزه

کاربران پر کار 24 ساعت اخیر

 ERFAN313  166 posts/month
 ali_CR7  142 posts/month
 M2mahak  128 posts/month
 mahtajoon  114 posts/month
 lovealone  113 posts/month
 aroosak  110 posts/month
 rezayar  83 posts/month
 sani  79 posts/month
 zahrasyton  73 posts/month

دسترسی سریع سایت