در مورخه : چهارشنبه، 19 اسفند ماه، 1388 موضوع : جملات کوتاه و زیبا
هر چیزی را پایانی است. و زمستان را، حتی اگر تمام شب هایش یلدا باشد!!!
پی نوشت : (شعر) کمی مرا نگاه کن... کمی مرا نگاه کن... که پر نیاز عطر تو چه عاشقانه می تکم. دوباره اشتباه کن... دوباره اشتباه کن که اتفاق عاشقی گناه نیست! شاپرکم. در تو تمام می شود کلام آزادی من، چه عاشقانه می شود رویای پروانه شدن...
در مورخه : چهارشنبه، 30 آذر ماه، 1390 موضوع : مناسبت
آخر پاییز شد، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها!!
بشمار، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
بشمار،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی
بشمار، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی
فصل زردی بود، تو چقدر سبز بودی؟
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم...
در مورخه : پنجشنبه، 1 دي ماه، 1390 موضوع : متن های زیبا
ببخش که برگ هایت را لگد کردم . ببخش که مرگت را می بینم اما کاری از عهده ام بر نمی آید .
ببخش که چوب های خشکت را در آتش ;سوزاندم تا گرم شوم. خاطرات زیادی با هم داشتیم ببخش ببخش که تو را رها می کنم
و به سراغ زمستان می روم ... من رفیق نیمه راه نیستم این تقدیر توست که، می میری!