در مورخه : يكشنبه، 4 دي ماه، 1390 موضوع : دست نوشته های من
حدودا یک سالی میشه یه موسسه باز شده که کارش تدریس علوم حرفه ای سینمایی + عکاسی هست. خیلی دوست داشتم برم ببینم چه خبره تا اینکه امشب اون فرصت دست داد و رفتم. به منشی سلام کردم و گفت بفرمایید. گفتم میشه یه کم در مورد فعالیت های موسسه توضیح بدید؟ گفت واسه کدوم بخش؟ گفتم بازیگری. گفت آقای ... و مارو پاس داد به یه سالن که یکی از مدرسین توش بود. این موسسه چهار تا صاحب اصلی داره. سه تا دکترا و یه مهندس که من با این مهندس قرار بود صحبت کنم. رفتم تو سالن. مهندس با یه دختر خانم نشسته بودن و ویدئو پروژکتور روشن بود و داشتن عکس های دختر ارو که هنر آموز همین مهندس بود توی رشته ی عکاسی رو نگاه می کردند. بدون هیچ آشنایی که از قبل داشته باشیم منم وارد بحث شدم و حرفامون رفت تو دنیای عکاسی. خلاصه بعد رفتن اون دختر خانم ما نشستیم با هم صحبت کردیم. خلاصه دیگه جزئیات بیشتر و بگذریم....