در مورخه : جمعه، 7 اسفند ماه، 1388 موضوع : شعر های زیبا
لحظه ها را با تو بودن، در نگاه تو شکفتن، حس عشق و در تو دیدن، مثل رویای تو خوابه، با تو رفتن با تو موندن، مثل قصه تورو خوندن، تا همیشه تورو خواستن، مثل تشنگیه آبه، اگه چشمات من و می خواست، تو نگاه تو می مردم، اگه دستات مال من بود، جون به دستات می سپردم، اگه اسمم و می خوندی، دیگه از یاد نمی بردم، اگه با من تو می موندی، همه دنیا رو می بردم... بی تو اما سر سپردن، بی تو و عشق تو بودنف تو غبار جاده موندن، بی تو خوب من محاله، بی تو حتی زنده بودن، بی هدف نفس کشیدن، تا ابد تورو ندیدن، واسه من رنج و عذابه. تویه آسمون عشقم، غیر تو پرنده ای نیست، روی خاموشی لب هام، جز تو اسم دیگه ای نیست، توی قلب من عزیزم، هیچ کسی جایی نداره، دل عاشقم به جز تو، هیچ کسی رو دوست نداره...!
در مورخه : سه شنبه، 28 ارديبهشت ماه، 1389 موضوع : شعر های زیبا
داری می گذری از من، داری رد می شی آسون، حرفی برات ندارم، بغضمو کردی پنهون، اشکام و در میاری ولی انگار نه انگار، دستام و بگیر تو دستات برای آخرین بار، یه لحظه چشماتو ببند ، شاید منو یادت بیاد، همون که بهش گفتی یه روز ، جای تو هیچ کس نمیاد، این شعر عاشقونه نیست ، یه التماس خوب من، غرور رو گریه می کنم ، نشکن من و، پسم نزن، چند بار باید به چشم تو بشکنم، آروم بگیری، بگو چقدر گریه کنم تا دیگه از پیشم نری، بگو چقدر اشک بریزم تا منو تنها نذاری، دارم به چشمات باج می دم تا تو بگی دوسم داری...
در مورخه : جمعه، 23 ارديبهشت ماه، 1390 موضوع : شعر های زیبا
لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم من و ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور می رم و برمی گردم
همسفر پرستوها می شم و بر می گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زحالم بی خبر کی برمی گردی