در مورخه : شنبه، 29 بهمن ماه، 1390 موضوع : شعر های زیبا
حالا که دوریم از هم چطوری خوبی یا نه؟
منکه دوس داشتم تو همیشه بودی کنارم
زمونه نذاشت قدم بزنیم زیر بارون
خیلی آروم دلم واست بخونه خانوم
عزیزم بعد تو شونم جای هیشکی نیس
الان گوشه ی عکست روبان مشکی نیس
خانومی تو همیشه تو قلبم زنده می مونی
هــــِــــی واسه اون صدات دل تنگه میدونی
بهت گفته بودم که زندگیم بی کم و کاس نیس
ولت کردم بدونی حرفای پشتم راست نیس
من تو رو نه واسه پولت میخواستم نه کلاست
نه هوس بود نه واسه شوخی و لاست
بدون در آمد من از راه ریش نیست
تورو خواستن داشتن رویایی بیش نیست
دلم می گه ما هم طبقه ی شما هم نیستیم
تو که می دونی ما مال شمال شهر نیستیم
الان تو همش خاطره ای واسه من
یه بار نشد که خوش بشینه تاس من
بین خواسته هام تو آرزوی محالی
از این به بعد دیگه تو خواب و خیالی
در مورخه : شنبه، 29 بهمن ماه، 1390 موضوع : شعر های زیبا
خانوم یه لحظه قبل از اینکه همو ترک کنیم
می خوام مث دفه های قبل منو درک کنی
خانومی تو با مزه ای و چشای زاغ داری
ولی ما تو زندگی یه سینه داغ داریم
بمیرم واسه اون گونه های نم دیدت
میدونم منو میخواد چشای غم دیدت
عزیزم قلبم همیشه پیش تو اسیره
خانوم زیر تو فرشه زیر من حصیره
مگه اینکه معجزه بشه این عشق نمیره
یا وقتی با تو ام قلبم آروم نگیره هــــــــــیـــــــــس
گوش کن خانوم بذار بکنم صحبت
ما مجبوریم بگیریم یارانه ی دولت
تو با من فرق داری ما مال جنوب شهریم
شبا کلبه میخوابیم رو به جنوب غربی
شما شبا رو تخت پر قو میخوابی
ولی ما سقف مونه آسمون مهتابی