سایت عاشقانه تنهایی

جمعه، 5 خرداد ماه، 1391

اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً     

 
Post
 
Post
 
Post
 
Post
 
Post
 
Post
 

چتروم

افتتاح چت روم بزرگ سایت عاشقانه تنهایی

در مورخه : سه شنبه، 28 تير ماه، 1390 موضوع : اخبار و اطلاعیه ها

افتتاح چت روم

 

این چت روم رسما افتتاح شد و می توانید وارد بخش چت شوید

فقط چند نکته هست که اگر دوست داشتید وارد ادامه مطلب شوید و مطالعه بفرمایید



 _MORE

داستان کوتاه و عاشقانه زخم و سکوت

در مورخه : پنجشنبه، 31 فروردين ماه، 1391 موضوع : داستان های کوتاه

داستان عاشقانه و کوتاه زخم عشق

توی حیاط دبیرستان یه نفر یقه پیرهنم رو گرفت، فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد!
بچه‌ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد می‌‌...کشیدند.......قورتش بده....
چون هیکلم بزرگ بود اون هی‌ مشت میزد و من فقط دفاع می‌کردم...!
باز اون مشت می زد و من فقط و  فقط دفاع می‌کردم
بالاخره یه خراش کوچیکی‌ توی صورتم افتاد...



 _MORE

داستان کوتاه باران زیر باران!

در مورخه : دوشنبه، 18 ارديبهشت ماه، 1391 موضوع : دست نوشته های من

داستان کوتاه باران زیر باران!

نوشتن یه سعادت هست! و من خوشحالم که این سعادت این بار در قالب یه داستان کوتاه به من رو کرده. داستانی که می خونید دست نوشته خودم هست. آره می دونم شاید خیلی مشکل داشته باشه ولی خوب چه می شه کرد! به بزرگی خودتون ببخشید. تشکر می کنم از فرزانه و رومینا که با نظراتشون راهنمایی کردن من رو. این داستان کوتاه در قسمت دست نوشته های خودم قرار گرفته.  منتظر نظراتتون هستم. بسم الله....

در اتاق مطب و بست و کشون کشون اومد بیرون از ساختمون... خنکی هوا رو با اولین باد سرد پاییزی که بهش خورد حس کرد. باز همون حسی که دوست نداشت بهش دست داده بود. دوست نداشت به خاطر این تقدیری که داره غصه بخوره اما می خورد. پیش خودش فکر می کرد واقعا ناراحتی نداره ولی اینی که میاد سراغش و مجبورش می کنه نخنده یه یادگیری غلط هست مثل تموم یادگیری های غلط دیگه زندگیش...
به اولین نیمکت کنار خیابون که رسید نشست. اون عاشق این خیابون بود، چون تو بهتری نقطه شهر بود و هواش حرف نداشت. دو طرف خیابون کنار پیاده رو درخت های قدیمی بودن که کنارشون هم یه جوی آب بزرگ رد می شد. گرچه این چند سال اخیر کمتر توش آب رد می شد ولی هنوز هم پیش میومد که تن جوی آب خیس بشه... مث چشم های بارون که هر شب خیس بودن. پاییز با برگریزونش زیبایی پیاده رو رو چند برابر کرده بود.



 _MORE
رادیو عاشقانه تنهایی

آمار کاربران سایت

پیغام کوتاه [فقط فارسی تایپ کنید]


فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا عضو شويد.

طالع بینی ازدواج | کلیک کنید

طالع ازدواج متولدین فروردین ماه طالع ازدواج متولدین اردیبهشت ماه طالع ازدواج متولدین خرداد ماه طالع ازدواج متولدین تیر ماه طالع ازدواج متولدین مرداد ماه طالع ازدواج متولدین شهریور ماه طالع ازدواج متولدین مهرماه طالع ازدواج متولدین آبان ماه طالع ازدواج متولدین آذرماه طالع ازدواج متولدین دی ماه طالع ازدواج متولدین بهمن ماه طالع ازدواج متولدین اسفندماه

لینک های خوشمزه

کاربران پر کار 24 ساعت اخیر

 rezayar  194 posts/month
 alone97  99 posts/month
 lovealone  87 posts/month
 selena14  70 posts/month
 hiva90  69 posts/month
 sani  61 posts/month
 ERFAN313  44 posts/month
 mahtajoon  42 posts/month
 sanaz2fan  39 posts/month

دسترسی سریع سایت