در مورخه : پنجشنبه، 20 مرداد ماه، 1390 موضوع : داستان های کوتاه
یکی از غذاخوریهای بینراه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود: شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد.
رانندهای با خواندن این تابلو اتومبیل اش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوشجان کرد.
بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود، ولی دید که خدمتگزار با صورت حسابی بلند بالا جلویش سبز شده است. با تعجب گفت:
مگر شما ننوشتهاید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت؟!
در مورخه : يكشنبه، 17 بهمن ماه، 1389 موضوع : والپیپر / کاغذ دیواری
یك پنجره برای دیدن
یك پنجره برای شنیدن
یك پنجره كه مثل حلقه ی چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می رسد
و باز می شود بسوی وسعت این مهربانی مكرر آبی رنگ
یك پنجره كه دست های كوچك تنهایی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های كریم
سرشار می كند و می شود از آنجا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان كرد
یك پنجره برای من كافیست.