در مورخه : جمعه، 31 ارديبهشت ماه، 1389 موضوع : مقالات روانشناسی
صمیمی شدن یك مهارت ارتباطی است كه بعضیها آن را خوب بلدند و میدانند که از آن چطور و در چه موقعیتهایی استفاده کنند. بعضیها از صمیمی شدن میترسند، میترسند وقتی در یك رابطه صمیمی قرار گرفتند از آنها سوءاستفاده عاطفی شود یا در بازی ای بیفتند كه قواعدش را بلد نیستند. بعضی ها از صمیمیت نمی ترسند اما كلا شخصیتی «نجوش» دارند؛ آنها در طول زندگیشان به این باور رسیدهاند كه «صمیمی نشدن منفعت های بیشتری دارد تا صمیمی شدن ».
بعضیها هم زیادی صمیمی میشوند و به قول معروف «چای نخورده پسرخاله میشوند». هیچ كدام از این سبكهای صمیمیت سبك های سالمی نیستند و در دراز مدت به ضرر فرد تمام می شوند. در این مقاله می خواهیم، هم علت صمیمی یا غیرصمیمی شدن آدم ها را بررسی كنیم و هم راهكار هایی برای تجربه یك صمیمیت سالم در یك رابطه سالم ارائه كنیم.
در مورخه : جمعه، 22 مرداد ماه، 1389 موضوع : مناجات با خدا
به من بفهمون، کجای سرنوشتم؟ دارم می رم جهنم یا راهیه بهشتم...! دلم خیلی گرفته. بیشتر از اونی که بتونی فکر کنی. تو روزا هم دلم شکست هم تحقیر شدم و هم... سرنوشت اینه. مهم نیست. بزار هر اتفاقی می خواد بیافته. تو این لحظه ها تمام افکارم می ره تو اون دنیاو می گم خدایا یعنی وقتی بمیریم راحت می شیم؟ می یایم پیشت؟ همه گناهامون و می بخشی و دست نوازشت و می کشی رو سرمون؟ هر چی اینجا بهش نرسیدیم و بهمون می دی؟ من دیگه طاقت زجر و اذیت و پیش تو ندارم خدا... وقتی می میرم باید ازم خوب استقبال کنی. من کاری ندارم چی بودم تو این دنیا و چیکارا کردم. ولی دیگه خسته شدم از این جا. خسته، می فهمی؟؟؟ یا داد بزنم؟ بسمه دیگه این همه زجر.... درک کن عزیزم. خسته شدم. هرچی خواستیم که نشد، عاشق هرچی شدیم که بهش نرسیدیم، تو حداقل به حرفمون گوش کن. تو که همیشه ادعای مهربونیت می شه. همه جای کتاب آسمونیتم نوشتی. تو که همه بنده ها از مهربونیت دم می زنن. پس کوووووووووووووووووووووووووووووو...
در مورخه : چهارشنبه، 29 دي ماه، 1389 موضوع : پیامک عاشقانه
سلامتی رفیقی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره !
.
.
.
جز یاد تو در خاطر من نیست عزیزم / مانند تو عشق با صفا کیست عزیزم
بی یاد تو زندگی مرا نیست عزیزم / در عشق بود نمره ی تو بیست عزیزم . . .
.
.
.
باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین میکنم ، من میتوانم میشود ، آرام تلقین میکنم .
کم کم ز یادم میبری ، کم کم زیادم میروی ، این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخیش صد بار تمرین میکنم !